جك از يک مزرعه‌دار در تکزاس يک الاغ خريد به قيمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحويل
بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ جك

آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدي برات دارم. الاغه مرد.»
جك جواب داد: «ايرادي نداره. همون پولم رو پس بده

مزرعه‌دار گفت: «نمي‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم

       جك گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»

مزرعه‌دار گفت: «مي‌خواي باهاش چي کار کني؟»


جك گفت: «مي‌خوام باهاش قرعه‌کشي برگزار کن

مزرعه‌دار گفت: «نمي‌شه که يه الاغ مرده رو به قرعه‌کشي گذاشت»

جك گفت: «معلومه که مي‌تونم. حالا ببين. فقط به کسي نمي‌گم که الاغ مرده است.»

يک ماه بعد مزرعه‌دار جك رو ديد و پرسيد: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»

جك گفت: «به قرعه‌کشي گذاشتمش. ۵۰۰ تا بليت ۲ دلاري فروختم و ۹۹۸دلار سود کردم.»

مزرعه‌دار پرسيد: «هيچ کس هم شکايتي نکرد؟

جك گفت: «فقط هموني که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»

 


| نظرات 2 | دوشنبه، 17 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 بلغ العلي بكماله كشف الدجي بجماله

حسنت جميع خصاله صلّوا عليه وآله

از سمت ترانه و دعا برمي گشت

آن يار كه از غار حرا بر مي گشت


میلاد فخر بشر سراج منير مبشر رحمت حق نور روشن طريق سعادت ابدي حضرت احمد مرسل پيامبر اعظم به تمام عاشقان و مسلمانان مبارك باد

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مساله آموز صد مدرس شد


میلاد امام جعفرصادق (ع)رو هم به همه شیعیان به خصوص بچه های خوب  ایران زمین  تبریک میگویم


| نظرات 5 | چهارشنبه، 12 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

. 94


| نظرات 8 | چهارشنبه، 5 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

انصافا اگر من و شما جاي بعضي‌ها بوديم و كل آرايمان در انتخابات، از آراي باطله كشور كمتر مي‌شد، چكار مي‌كرديم؟ اگر من و شما هم در مجلس ترحيم يك آدم زنده شركت مي‌كرديم، چقدر خجالت مي‌كشيديم؟ اگر من و شما هم، همسرمان روشنفكرترين زن ايراني و خالق تئوري بزرگ «فرزند آذربايجان، داماد لرستان» بود، سرمان را به كدام ديوار مي‌كوبيديم؟ اگر من و شما هم يك روز قبل از مراسم 22 بهمن، اين همه شعار توخالي براي فتح تهران و ميدان آزادي و اسب تروا و براندازي حكومت و … مي‌داديم و بعد از آن همه توهم، خروش ملت را در روز 22 بهمن مي‌ديديم، به كجا فرار مي‌كرديم؟ و تا كي خودمان را آفتابي نمي‌كرديم؟

بعد از گاف‌هاي پي‌در‌پي سبزها در چند ماه اخير، مخصوصا در روزهاي قبل و بعد از مراسم 22 بهمن و شكست تاريخي و مفتضحانه آنها، يك سوال اساسي وجود دارد كه اين آدم‌ها  چرا هيچ وقت احساس خجالت و شرمساري نمي‌كنند و چرا هيچ وقت به شكست و اشتباهات خود اعتراف نمي‌كنند؟ چرا نمي‌خواهند واقعيات را بپذيرند و بفهمند كه با چه مردمي روبرو هستند؟

جواب اين سوالات كاملا مشخص است، مساله اينجاست كه ما با جماعتي روبرو هستيم كه اعتماد به نفس بالايي براي دروغ گفتن و توجيه سوتي‌هاي روزانه‌ي خود دارد. با آدم‌هايي كه قبل از شمارش آرا در برابر خبرنگاران قرار مي‌گيرند و مي‌گويند بر اساس اخبار رسيده از صندوق‌هاي سراسر كشور، ما رييس جمهور ايران هستيم!

با جماعتي كه تعداد آراي‌شان كمتر از آراي باطله كل كشور مي‌شود و به جاي آنكه به بوركينافاسو فرار كنند، از مردم طلبكار مي‌شوند! با جماعتي روبرو هستيم كه در مجلس ترحيم يك آدم زنده شركت مي‌كنند و بعد از افشاي اين سوتي بزرگ، خيلي راحت دليل مي‌‌آورند كه همه اينها نقشه اطلاعات بوده!

با جماعتي روبرو هستيم كه توهين كنندگان به محرم و عزاداران حسيني را مردم خداجو مي‌نامند و آنقدر از خدا دم مي‌زنند كه داد همان اراذل و اوباش هم در مي‌آيد كه فلاني اينقدر به ما نگو خداجو، كدام خدا؟ با جماعتي روبرو هستيم كه وقتي جمعيت عظيم و ميليوني مردم را در 9 دي ماه مي‌بينند، به جاي احترام به آنها، به سانديس و كيك و ساندويچ متوسل مي‌شوند تا شايد ذره‌اي از آن حماسه عظيم مردمي را كمرنگ كنند.

با جماعتي روبرو هستيم كه براي روز 22 بهمن، انواع و اقسام برنامه‌ها و توطئه‌ها را طراحي ‌مي‌كنند و اسبهايشان را براي فتح ميدان آزادي تهران زين مي‌كنند، اما وقتي حباب توهمشان مي‌تركد، باز هم مي‌گويند ما بي‌شماريم، اصلا همه تهران ما بوديم و اگر ما نمي‌آمديم، 22 بهمني در كار نبود! بله ما با چنين جماعتي روبرو هستيم. به نظر شما با چنين افرادي چطور بايد حرف زد؟ با چه زباني و با چه لهجه‌اي  و با چه منطقي؟

راستش را بخواهيد اين چند روزه سري به گلستان و بوستان سعدي و مثنوي معنوي و كشكول شيخ بهائي و چرند و پرند دهخدا و امثال و حكم و … زدم تا شايد شعري، روايتي، مثلي، لطيفه‌اي در وصف اين همه اعتماد به نفس و اين همه توهم پيدا كنم، اما دريغ! البته يه چيزهايي در حد «سنگ پاي قزوين» پيدا كردم اما خودتان قضاوت كنيد، روي اين جماعت را مي‌شود با سنگ پاي قزوين مقايسه كرد؟! اين ظلم به سنگ پاي قزوين نيست؟


| نظرات 3 | پنجشنبه، 29 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

 ۲۸صفر رحلت پيغام دار آخرين، خاتم نبوت را نگين، حضرت رسول واپسين، عينيت قرآن کريم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله عليه و آله بر مسلمانان جهان تسليت باد.
در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزديک شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‌گذارم و مى‌‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود».

در حجه‌‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسک خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد».

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن‌ابى‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد».

روزی ديگر پيامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود:  «کليد گنجهای ابدی دنيا و زندگی ابدی در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگی در دنيا و لقای خداوند مخير شده‌ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجيح داده ام».

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:
اى مردم! آتش فتنه‏‌ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏‌ها همچون پاره‏هاى امواج تاريک شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئيد. آگاه باشيد که من درباره ثقلين از شما می پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می‌کنيد، زيرا که خدای لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشی نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهی نکنيد که به هلاکت می‌رسيد».

آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرين فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرين روزها پيامبر به علی (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد:  «ای رسول خدا، می‌ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم».

پيامبر (ص) علی (ع) را به خود نزديک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بيماری پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود:  «برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد».
 
ام سلمه، همسر پيامبر گفت: «علی را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگری نيست».
 
هنگامی که علی (ع) آمد، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده‌های پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم».

سرانجام پيامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد.

| نظرات 4 | جمعه، 23 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 داستان برخورد بعضی ایرانیان مقیم خارج از کشور به مسایل مربوط به ناآرامی های بعد از انتخابات اخیر ایران بسیار جالب و شنیدنی است.

برخي از این دوستان در پروسه  "جا افتادن" در کشوری که مقیم آن شده اند، به منظور جبران آن چه که جای خالی اش را به شدت احساس می کنند( یعنی وطن) گاهي نسبت به ميهن خود مواضع خائنانه اي می گیرند.

از محیط خود کنده شدن ، آشنا نبودن با فرهنگ و زبان کشور میزبان و میل شدید به پیشرفت و هم رنگ شدن با محيط، برخي از ايرانيان را"داوطلبانه" وادار می کند که  به خود و معیار های خود و اصول اعتقادی که از کودکی با آن بزرگ و عجین شده اند بتازند و از  طرز تفکر غالب دنیای غرب در حمله به اسلام و جمهوری اسلامی و به هجو کشیدن اعتقادات ملي و ديني بومی و فرهنگی ايران، پيروي كنند.

خود باختن، تهی شدن از هویت و سر را میان دو زانو خم کردن به معنای روانی آن، وقتی به اوج خود می رسد که برخي ايراني ها در جمع اروپایی ها و آمریکایی ها هموطنان سابق خود را بی فرهنگ خوانده و در تمجید از تمدن غرب ساعت ها مي گويند و مي شنوند.
اين عده عادت دارند بدي هاي دنیای غرب نظير تجاوز، نژادپرستي، و قانون شكني را تحسین كنند انگاری بهترین فیلم هالیوود را تماشا می کنند اگر یک مشت دزد به بهانه "نجات امریکا" از ورشکستی اقتصادی  تمام پول مالیات مردم را خرج دوستان متمول خود در شرکت های چندین میلیاردی می کنند تا وال استریت را نجات می دهند این دوستان هنوز بر ضریح این امام زاده نشسته اند و مات و حیران منتظر معجزه ای هستند که عکس واقعیا ت را به آن ها ثابت کند.
عکس العمل هر خود باخته ای حمله به "خودسابق" است. مثل نوجوانی که ترس و شرم از ناتوانی در مقابل جامعه را با خشم به والدین و ننگ و عار دیدن آن ها بیان می کند این دوستان با ورود به دنیای غرب آنچنان مرعوب و تا حدودی مجذوب فرهنگ مسلط می شوند که احساس حقارت خود را با بيان شرم از مملکت و هموطنان خود اظهار می کنند.
فرهنگ غرب که خیزش و درخشندگی اش با انقلاب صنعتی قرون هیجدهم و نوزدهم میلادی و با اختراع ماشین بخار آغاز شده سالیان سال است که دیگر اختراع نوینی چه در زمینه فرهنگ و چه در زمینه فلسفه و زندگی مدنی برای مردم جهان ندارد و  برتری خود رابیشتر و بیشتر یا  با نیزه عریان و یا دسیسه و توطئه  پنهان بر سر کشور های دیگر دنیا و استعمار کهنه و نو حفظ کرده است و طبعا در استفاده از جمله ضعف شخصیتی و روانی این هموطنان نیز  ید طولانی دارد.
با فروپاشی نظام شاهنشاهی و استقلال ایران در جمهوری اسلام، دنیای غرب ناگهان ماسك انسان دوست و متمدن خود را كنار گذاشت و صدام وحشي را براي حمله به ايران تجهيز و تشويق كرد و تا كنون از هر فرصتی برای تضعیف جمهوری اسلامی استفاده کرده است. در اين شرايط غرب براي تحقق اهداف خود در ضربه زدن به كشورمان، از ایرانیانی که مملکت خودشان را به زیر سوال می برند، سرمایه گذاری کند. برای همین ریچارد پرل صهیونیست آمریکایی - اسرائیلی که از معماران اصلی حمله و اشغال عراق به حساب می آید چند سال پیش در واشنگتن دی سی مجمعی برای ایجاد حمایت مالی و سیاسی برای مجاهدین خلق ایران و گروه های سلطنت طلب تشکیل می دهد. و جیمز وولزی رییس سيا در سال 2002 صحبت از جنگ جهانی چهارم می کند.

http://www.globalsecurity.org/military/library/report/2002/021116-ww4.htm
در مجمعی از سلطنت طلبان و عناصر ضد جمهوری اسلامی در لس آنجلس متفرعنانه به آنان می گوید بروید و رژیم جهموری اسلامی را سرنگون کنید تمام مردم ایران پشت شما خواهند بود و پول هم خودتان دارید شما به کمک ما احتیاجی ندارید!
ولی داستان از این نظر جالب است که دوستان خودباخته ای که به نفع دشمنان ایران در غرب فعالیت می کنند و کرده اند برای ایران فواید بسیاری هم داشته اند. از زمان ماجرای یازده سپتامبر سال 2000 که به قدرت گیری تندروهاي اسراییلی -آمریکایی در حکومت آمریکا منجر شد و بعد از حمله و اشغال افغانستان و عراق، استراتژی نیروهای جنگ افروز و نومحافظه کاران آمریکا و سران اسراییل در تبلیغ این که امروز مثل سال های قبل از جنگ جهانی دوم است و رژيم ایران امروز مثل حکومت رایش سوم آلمان و احمدی نژاد مثل هیتلر؛ قصد زمینه سازي در افکار عمومی برای حمله نظامی به ایران و نابود سازی زیر ساخت های کشورمان داشتند.
در اين ميان اپوزیسیون ایرانی طبعا بقا اش در این بوده و هست که خود را قوی و موجه و نماینده تمام مردم ایران در خارج نشان دهد تا بتواند از بودجه هاي چندين میلیون دلاری تصویبی مجلس آمریکا در "اشاعه دموکراسی در ایران" و یا بودجه چهار صد میلیون دلاری جرج بوش در براندازی و فعالیت های تروریستی بر علیه ایران استفاده کند. در نتیجه تبلیغات این گروه ها، برعکس ماشین پروپاگاندای لابي اسراییل، وجهه اي ضعيف از ايران در غرب نشان داده مي شود. طبعا این برخورد دوگانه همراه با ناآرامی های اخیر ایران (از زمان انتخابات اخیر رییس جمهوری در ایران) و انعكاس صد افزون آن در رسانه های غربی، تبلیغات اسراییلی ها را مبني بر قدرتمند و خطرناك بودنايران و لزوم حمله و نابودسازي آن، خنثی کرده است.
چالش حكومت غرب امروز اين است كه اگر به ایران حمله نظامی شود نیروهای اپوزیسیون تضعیف می شوند.
مقاله اخیر نیویورک تایمز بعد از راه پیمایی میلیونی ایرانیان در 30دسامبر (نهم ديماه) چاپ شد در واقع پیامی بود به هيات حاكمه غرب که به اپوزیسیون سردرگم و دن كيشوت وار ایرانيان ساكن غرب  دل نبندید و برگردید به همان داستان حمله نظامی و چماق!
ماشین نظامي آمريكا مایوسانه به دنبال قربانی تازه می گردد. ایران از سویی بهترین هدف است زیرا کمپانی های تبلیغاتی غرب سالیان سال آن را هدفی موجه برای تخریب وانمود کرده اند و از سوی دیگر هدفی نه چندان دل پذیر است زیرا مردم آن به عنوان وجدان جمعی، شجاع و غیور هستند و در طول تاریخ نشان داده اند که دربرابر متجاوز سرسخت و دلاور هستند و از حق طبیعی خود دفاع کرده اند. بنابراین استفاده از اختلافات داخلی و ایجاد نفاق و سرمایه گذاری بر روی نیروهای مخالف، یکی از تاکتیک های طبیعی امپراطوري غرب عليه ايران است.
مي توان پيش بيني كرد به دليل ناتواني و ترس از حمله نظامي مستقيم به ايران، غرب سرمايه گذاري بيشتري بر جریان های سیاسی مخالف نظام خواهد كرد و اينها نيز براي نشان دادن كارايي و تاثير خود و كسب رضایت قدرتی که به آن ها كمك مي كند، شعارهاي تندتر و تحركات پرسر و صدا تري خواهند داشت...
تاريخ هيچگاه به خائنان، نگاه خوبي نداشته است. درباره اين خائنان و طرفداران داخلي آنها و كساني كه با رفتارشان در داخل كشور به اين خائنان روحيه و اميد مي بخشند نيز، تاريخ قضاوت خواهد كرد.
اگر به روند های تاریخی نگاه کنید هرگز کسی رفتار و گفتار خود را برعلیه منافع کشورش ، خيانت نمي داند و همیشه توجیهاتی برای این رفتار عنوان کرده است. گاه با مطلق  گرایی و انتظار مدینه فاضله داشتن از کشوری که سی سال تحت فشار و تخديد و تجاوز همه جانبه نظامي و سياسي و فرهنگي غرب بوده است. گاه با محک زدن دوگانه و گاه با دروغ عیان و هوچی گری.
تاريخ هيچگاه به خائنان، نگاه خوبي نداشته است. درباره اين خائنان و طرفداران داخلي آنها و كساني كه با رفتارشان در داخل كشور به اين خائنان روحيه و اميد مي بخشند نيز، تاريخ قضاوت خواهد كرد. 
داستان مصدق خودمان و آلنده شیلی و بسیاری دیگر که در تاریخ در مقابل زور و ظلم ایستادند و ناجوانمردانه تهمت خوردند امروز مایه سرشکستگی تمام آنانی است که به چکمه های قدرت چسبیدند و حق را فراموش کردند و طرف ظالم و زور گويان جهاني را گرفتند.
خوشبختانه فارسی زبانان خودباخته و وطن فروش در جامعه ايرانيان مقيم خارج، شايد پرسروصدا باشند اما قطعا در اقليت قرار دارند. آنها شاید به کمک رسانه های غربی بتوانند چند صباحي خيانت خجالت بار خودرا پنهان كنند و شاید با کمک دوستان اسراییلی و غربي شان بودجه ای و دفتری و وب سایتی و حتی گاه، کرسی دانشگاهی برای خود دست پا کنند، ولی حساب اكثر خاموش هموطنان ساكن در غرب، از حساب اين خودفروخته ها جداست. ايرانيان باشرف و با وجدان، به ميهن و دين و فرهنگ و حكومت ايران مي بالند و تلاش دارند با رساندن كاستيها به گوش مسئولان كشور و ارائه راه حلها و تقديم دستاوردهاي مطالعاتي شان به هموطنان، در سرافرازي ميهن مشاركت كنند.


| نظرات 2 | جمعه، 16 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

 

 

 

کروبی : احمدی نژاد را به رسمیت می شناسم چون رهبر او را به رسمیت می شناسد

این خبر در حالی پخش شد که همه فکر می کنند یک شایعه است آخه چه کسی باور می کردبعد از 7 ماه از گذشت انتخابات وبرگزاری تظاهرات اعتراض آمیز ،‌کشته شدن جوانان بیگناه ، تخریب اموال عمومی ، زندان وبازداشت کردن متهمین ، آقای کروبی ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد را به رسمیت بشناسد آن هم در موقعی که ‌22 بهمن نزدیک است وبر اساس برنامه ریزیهای قبلی ، معترضین در حال تدارک یک تظاهرات دیگر هستند در طول این چند ماهه معترضین به شیخ اصلاحات به عنوان لیدراصلی خود نگاه می کردند وقدر ومنزلتی که برای اوقائل بودند برای دیگر لیدر خود میر حسین قائل نبودند واین به خاطر موضعگیریهای سرسختانه کروبی در برابر دولت به خصوص در مورد وقایع بازداشتگاه کهریزک بوده است اما گویا کروبی فهمیده بود که ادامه دادن اعتراض ورویارویی با دوستان ونظامی که خود یکی ازپایه گذارانش بوده است دیگر به نفعش نیست وسود آن به نفع کسانی است که می خواهنداز این کلاه نمدی برای خود بدوزند فهمیده بود که دیگر دولت در برابراعتراضات کوتاه نخواهد آمد زیرا اگر چنین قصدی داشت در همان بحبوهه اعتراضات کوتاه می آمد حالا که دیگرکنترل اوضاع را بدست گرفته است وکوتاه آمدنش محال است به همین خاطر بود که دیروز در مصاحبه با خبر گزاری فارس عنوان کرد من ریاست جمهوری دکتر احمدی نژادرا به رسمیت می شناسم ولی همچنان بر وجود تقلب در انتخابات معتقدم او همچنین معتقد است که وقتی رهبر انقلاب ریاست جمهوراحمدی نژاد را تائید کرده است چرا من او را قبول نداشته باشم

بنگاههای خبر پراکنی بی بی سی انگلیس وصدای امریکا ماتم گرفته بودند انها که کوچکترین حرکت مخالفات در مقابل حکومت را با آب وتاب گزارش می کردند وبرای آن بحث کارشناسی می گذاشتند وتفسیر وتحلیل می کردند دو شنبه شب انگاربرقشان گرفته بود وبه صورت خلاصه خبرخبرگذاری فارس را صرف نظر از صحت خبر گزارش کردند گویا باور نمی کردند که شیخ چنین کاری کرده باشد اما وقتی فرزند کروبی اعتراف کرد فهمیدند که بله جام زهر را باید بنوشند

با خودشان می گفتند از این به بعد دور محور چه کسی بگردیم ،چه کسی را علم کنیم که جلو نظام جمهوری اسلامی مواضعی مانند کروبی داشته باشد و....

اما معترضین در داخل ایران نیزاین خبربرایشان شوک آور بود وهمگی درابتدا آن را تکذیب کردند آخه مگر می شد باور کردکه کروبی چنین کاری کرده باشد دراین مدت دلشان به کروبی گرم بود وسعی می کردند توپ را جلو پای کروبی گذاشته واو را روانه زمین دولت کنند می دانستند که مدافعان دولت کاری به کروبی ندارند اما از این به بعد چکار کنند حکومت احترام ریش سفید کروبی وسوابق انقلابیش را می کرد وبه مواضع سرسخت او کاری نداشت واگر هر کسی دیگری جای اوبود همان روزاول به پشت میله های زندان منتقل شده بود

به نظر می رسد با چنین اقدامی از طرف شیخ اصلاحات ،‌فضای سیاسی ملتهب کشور کمی آرامتر شود ودیگر سران معترض نیز به خودشان بیایند ودست ازلجاجت بردارند وبیش از این آب به آسیاب دشمن نریزند هر چند این اقدام دیر انجام شده است اما جای سوال هم برای طرفدارن خود وهم برای دولت باقی گذاشته است که ای شیخ ،توکه می خواستی چنین کاری کنی پس این همه اعتراض ،‌درگیری وکشتاربرای چه بود چرا از همان روز اول اینکار را نکردی

 

امایک سوال از معترضین شما در طول این مدت همیشه مواضع آقای کروبی را شجاعانه می پنداشتنید حال در مورد این عملکردش چه عکس العملی دارید ایا بازهم آن را شجاعانه می پندارید ویا اینکه اعتقاد دارید کروبی اشتباه کرده است


| نظرات 5 | سه شنبه، 6 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

وطن یعنی اگر کم مایه داری

تو را له میکند سرمایه داری

وطن یعنی غم جانانه داری

اگر پائین شهرت خانه داری

وطن یعنی حیا کن فتنه سبز

مساز از میهنم ویرانه سبز

وطن یعنی که دشمن قتنه دارد

میان جمع سبزی رخنه دارد

وطن یعنی شکم، دیگر همین بس

جَدَل با آل اسرائیلیان بس

 که نرخش قیمت آسایش ماست

وطن در چشم سبزی، خوار و کوچک

که تعویضش کند با یک عروسک

وطن یعنی دبی یعنی امارات

بساط و پیپ و قلیان و کراوات

وطن گفتی و دردم تازه کردی

میان خواب خود خمیازه کردی

وطن در خون و اندر جان من بود

که در او گنج و هم مرجان من بود

       وطن در چشم سبزی، نان و خرماست

وطن را ساده بنمودی تو معنی

 نگین سرخ و جاوید جهان است

وطن در نزد ما با دین عجین شد

سرافراز و عزیز و بهترین شد

وطن یعنی عرب ها ترکمن ها

طلوع لاله در دشت و دمن ها

وطن سرخ و سپید و سبز و زیبا

لر و کرد و بلوچ و آذری ها

وطن یعنی تمام ملت ما

شکوه و قدرتش از همت ما

وطن یعنی ابوسینا و سعدی

ولایت نایب بر حق مهدی عج

وطن شیراز و یزد و اصفهان است

 چنین اندر کلامت هست یعنی

وطن تنها همین یک شهرتان نیست

طفیلی از بر تهرانتان نیست

وطن تبریز و شوش و زاهدان است

عیار و ارزشش بر ما عیان است

 وطن یعنی بریزی در خیابان

بسوزی مسجدی را سهل و آسان


| نظرات 2 | شنبه، 26 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

به نظرمی رسد بعد از غائله بزرگ جریان فتنه در روز عاشورا که با محکومیت گسترده همه گروههای سیاسی به خصوص دوستداران اباعبدالله صورت گرفت این جریان ضربه سختی خورده است که برای ترمیم ان به مدت زمان زیادی وقت نیاز دارد به خصوص اینکه بخشی از طیف مذهبی این جریان نیز از این گروه رویگردان شده وماهیت حقیقی آن را شناخته اند عده ای که 7 ماه قبل وصرفا به دلیل جوسازی که به خاطرتقلب در انتخابات راه افتاده بود به این گروه پیوسته ویا از آن حمایت می کردند ونمی دانستند که پشت صحنه این نمایشهای خیابانی کیست وهدف وماهیت آن چیست اما اینک دست همه رو شده است همه مردم می دانند که کسانی که ادعای پیروی از خط امام ورهبری می کردند ودر کارها به اهل بیت تمسک می جستند چطورناخود آگاه پا در دامی گذاشتند که دشممنان واقعی نظام وانقلاب برای انها چیده بودند دامی که هدفی غیراز مواجه کردن آن ها با حکومت نداشت مردم ازسران داخلی جریان فتنه انتظار داشتند که راه خودرا مشخص کنند ایا کسانی که دست به کارهای زشت در روز عاشورا زدند مورد تائید این سران هستند یا نه ،اما مثل اینکه انها نه راهی به طرف عقب دارند ونه راهی به طرف جلو اگر به عقب برگردندکه مورد غضب دوستانی قرار می گیرند که در این چند ماهه پل پیروزیهای موقتی انها بوده اند واگر به طرف جلو بروندکه با واکنش اقیانوس بزرگ ملت روبرومی شوند بنا براین کج دار ومریض به راه خودادامه می دهند . دشمنان واقعی انقلاب خوب می دانستند که تنها راه ضربه زدن به نظام استفاده از نیروهای خودی هست وگرنه با لشکر کشی ، تهدید وتطمیع قادر به دراختیار دراوردن رهبران ایران نیستند آنها ازحرکات چند ماهه اول معترضین به وجد آمده بودند وسراز پا نمی شناختند ازبزرگان سران استکبارگرفته تا نوچه نشینها وکاسه لیسهای ایرانی خارج نشین مرتب بیانیه می دادند ومردم را تشویق به حضور در خیابانها می کردند وفکر می کردند دیگر کار تمام است حتی امثال رضا پهلوی ومریم رجوی برای خودشان خواب حکومت دیده بودند

به هر ترتیب بعد ازاشوبهای خیابانی در روز عاشورا بخش از طرفداران این گروه از آن جدا شدند وبه آغوش بزرگ ملت برگشتند وا زکارهای زشت آنها تبری جستند امیداست که دیگر افراد فریب خوردن نیز تا دور نشده به آغوش ملت برگردند که فردا خیلی دیراست

انهایی هم که 30 سال است خواب از بین بردن انقلاب را می بیند بذار در همان خواب خرگوشی بمانند


| نظرات 4 | شنبه، 19 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت

  از همان روزی که رنگ سبز به عنوان نماد گروه میر حسین موسوی در انتخابات انتخاب شد مشخص بود که در آینده نه چندان دوراین رنگ دیگر در میان عاشقان واقعی اهل بیت جایی نخواهد داشت حداقل تا زمانی که این گروه از این رنگ استفاده میکنند .این اتفاق در عاشورای امسال افتاد گروهی که در ظاهر با نام حسین اما باطنا پیگیر اهداف دیگری بودند وخیلیهایشان اصلا حسینی را قبول نداشتند از این رنگ استفاده کرذدند در این بین شاهد بودیم که عاشقان واقعی ثارآلله رو به رنگهای قرمز وسیاه آوردند ودر هیئت ها از رنگ سبزبه نسبت سالهای قبل استقبال چندانی نشد شاید با خود میگفتند اگر ازرنگ سبراستفاده کنیم متهم به خیانت به امام ورهبری ودیگر مقدسات شویم بنابراین عطای استفاده از آن را را به لقایش بخشیدند

 آدم‌هايي را مي‌شناسم كه روزگاري موقع خريد لباس و پيراهن و حتي روسري، رنگ سبز را انتخاب مي‌كردند، اما امروز كار به جايي رسيده كه ديگر اشتياقي به اين رنگ ندارند و مي‌گويند آبروي رنگ سبز را برده‌اند! چرا؟ دليلش را همه مي‌دانند

 روزي ميرحسين موسوي به خاطر توهين يك دانشجوي منتقد به پارچه سبز آشفته شد و آنرا توهين به ائمه و اهل بيت دانست، اما امروز شال سبز او گردن رضا پهلوي و مريم رجوي دالايي لاما واکبرگنجی ، گوگوش وحتی توله سگهایشان هم آویزان است اگر امروز مي‌بينيم كه خاتمي و كروبي و موسوي گاهي بيانيه مي‌دهند و ظاهرا از برخي شعارهاي تند هوادارن خود گلايه مي‌كنند، دقيقا به خاطر اين است كه خاطره خوشي از تندروي هواردان قبلي خود ندارند، نه آنكه خودشان با اين شعارها مشكلي داشته باشند. البته اين مايه‌ي خوشحالي ماست، هر چقدر جلوتر مي‌رويم، سبزها، رنگ واقعي خودشان را بهتر به مردم نشان مي‌دهندالبته خود سبزها وقتي اين حرف ما را مي‌شنوند، دو دسته مي‌شوند: عده‌اي با افتخار تمام مي‌گويند كه اين باعث خوشحالي است كه جنبش سبز ما جهاني شده! عده‌اي هم كه تعداد آنها خيلي خيلي كم است ناراحت مي‌شوند و مي‌گويند: چرا ما را نمي‌بينيد و فقط رضا پهلوي و مريم رجوي را مي‌بينيد؟البته چنين وضعيتي قبلا هم در ميان اصلاح طلبان وجود داشت و آنها خودشان ادعا مي‌كردند كه در اصلاحات مورد نظر آنها، از «سروش تا گوگوش» جاي دارند و در نهايت همين مساله هم باعث شد، كه اصلاح طلبان پايگاه مردمي خودشان را از دست بدهند. چرا كه همه‌ي مردم ايران سياسي مطلق نيستند، خيلي‌ها به خاطر دين و مذهب و اعتقادات خود به كسي يا جرياني راي مي‌دهند. اشتباه بعضي جريانات سياسي اين است كه اين مساله را نمي‌فهمند. روزي مي‌فهمند كه كار از كار گذشته و آنها قافيه را باخته‌اند

سیدی تنها به رنگ سبز نیست     هیچ دانی مادرسادات کیست

سبزیعنی عاشق مولاشدن          در دفاع ازعلی زهرا شدن

سبز یعنی عشق تا نور بلا          با حسین فاطمه تا کربلا

طالب سبزم نه آن سبز ریا      سبزهم بازیچه شد مهدی بیا

 

ابتدا قرار بود رنگ سبز آقاي موسوي ريشه در فرهنگ اهل بيت داشته باشد، مثل تصوير پايين!

ee46981942566c1bde0a638449839d088d265f8a

اما كم كم به جلبك سبز تبديل شد

riakaran

اكبر گنجي اصلاح طلب سابق، نماينده ج سبز در آمريكا

CIMG2811

خانم گوگوش و ج سبز

1225

يك ج سبز خوشتيپ!

CIMG2854

سگ و ج سبز!

4985_1107715506839_1645376771_238639_4679059_n

 

تجمع ج سبز در آلمان42-22669569

ج سبز در جشنواره ونيز

capt.ven14009091523.italy_venice_film_festival_zanan_bedoone_mardan__women_without_men___ven140

اين هم ارتباط ج سبز با اسرائيل!

8222_151769899296_636849296_2423119_5509813_n

بالاخره شعار نه غزه نه لبنان، يك جوري بايد جبران شود!

 

 

 


| نظرات 15 | دوشنبه، 7 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
محصولات وِیژه بانوان از زمانیکه دراینترنت سپری می کنید درآمد کسب کنید بازار مخصوص كودكان زن بانو از فروتل ارزان بخرید